شايد اگر يادي از عاشورا بشود و نماز اول وقت ظهر عاشورا به جماعت اقامه شود و حرفي از محسن قرائتي به ميان نيايد جفاي  بزرگي كرده باشيم

همه ما يادمان هست كه عاشورا بود و طبل و سينه زني اما خبري از نماز نبود و حتي گاهي اين شور و حرارت بقدري زياد مي شد كه تا غروب آفتاب هم طول مي كشيد و نماز بسياري از عزاداران قضا مي شد اما اين پيرمرد پاكدل كاشي بود كه سنت هاي غلط را شكست و اثري به جا گذاشت كه تا قيام قيامت برايش شرف دنيا و آخرت گرديد. حالا شايد كساني كه در طول سال نماز نمي خوانند هم به بركت اين سنت قشنگ حداقل ظهر عاشورا سري به خاك بسايند و نمازي بخوانند.

اتفاقا اين بزرگ مرد بي آلايش كه سي و چند سال است هر شب جمعه مردم ايران با لطيفه هاي حكمت آميزش آشنا هستند هم چند وقت پيش از ازدواج موقت گفت و لزوم توجه به آن اما اين بار ظاهرا نتوانست در مقابل جهالت اين قوم بايستد و آماج حرف هاي نيش دار و كنايه هاي آتشين قرار گرفت

كاش مي شد اين سنت زيبا را به جا و به موقع و در مسير خود رواج داد تا شايد علاجي  بر درد هاي بي پايان و  جرعه آبي برعطش ج*ن*سي اين جامعه بيمار باشد

دوست داشتم كمي هم از دختران فشن با لاك ناخن مشكي بنويسم و اينكه چقدر عزاردار بودند و جيب هايشان تا چه حد جاي شماره داشت اما حرمت روز عاشورا جرات جسارت نداد و همگي را مانند بغضي فرو خوردم تا شايد برايم عقده اي شود كه بهتر و مصمم تر بنويسم

آجرك الله في مصيبه جدك يا بقيه الله