بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی محمد و آله

در یکی از سایت های خبری مسدود شده به نام شهرزاد* نیوز خبری را خواندم که برایم بسیار جالب بود. هرچند که ذیل آن توضیح داده شده است که این گزارش از سایت سیاست خارجی برداشته شده است و من فکر می کنم منظور همان سایت سیاست خارجی آمریکا باشد. در این گزارش حزب الله لبنان به استفاده ابزاری از ازدواج موقت متهم شده است و عنوان می کند که حزب الله لبنان پس از جنگ 33 روزه خود با اسرائیل با استفاده از ازدواج موقت سعی نموده است فضای بازی ایجاد نماید و افراد بیشتری را تحت نفوذ خود درآورد در این گزارش می خوانیم"شیعیان در سراسر جهان، ازدواج موقت می‌کنند. اما این اواخر در لبنان به ویژه در مناطق تحت کنترل حزب‌الله واقع در مناطق جنوب بیروت و شمال لبنان پس از جنگ سال 2006 با اسرائیل متداول‌تر شده است." و در ادامه توضیح می دهد"اما برای افراد غیرعضو، حزب‌الله تصمیم گرفته است پس از جنگ 2006 ازدواج موقت را رواج دهد تا پایگاه مردمی خود را حفظ کند و شیعیان لبنان را تحت کنترل خود بگیرد."

وقتی این مقاله را خواندم به یاد داستان معروف طوطی و بازرگان افتادم و یادم افتاد وقتی که بازرگان برای طوطی از هند گفت و عنوان داشت که با رساندن سلام تو به طوطی ها ناگهان همه بر روی زمین افتادند و مردند. آن وقت طوطی هم پیام مخفی و محرمانه همنوعان خودش را فهمید و دانست که برای آزادی باید خودش را به مردن بزند و با همین روش از دست بازرگان رها شد. با خودم فکر کردم شاید این مقاله هم یک پیام ناخواسته از لبنان برای ایران باشد و حاوی این پیام است که می توان با در دست گرفتن صحیح تمایلات جن*سی جوانان هدایت افکار و عقاید و بینش آن ها را هم در دست گرفت و به مسیر صحیح رهنمون ساخت. واقعا برایم جالب بود که در کشوری مثل لبنان اگر چنین چیزی جواب داده است آیا در ایران جواب نمی دهد؟

در ادامه مطلب می خوانیم"شیخ محمد علی هاجی، امام مسجد امام علی، در منطقه سد بوچریه بیروت، می‌گوید که پس از 2006 حزب‌الله باید پایگاهش را در میان شیعیان تقویت می‌کرد. آن‌ها یک گروه شبه نظامی درست کردند به نام ""سرای مقاومت" که همه را، خواه دارای تعهد مذهبی و ایدئولوژیکی یا فاقد آن، در خود می‌پذیرفت. آن‌ها باید شیعیان را با تمام جنبه‌های خوب و بدشان پیرامون خود متشکل می‌کردند و اقداماتی برای کنترل آن اتخاذ می‌کردند، از جمله ازدواج موقت".

واقعا می توان به این تجربه به چشم یک تجربه فوق گرانبها نگاه کرد. چرا که در سطح تمام دنیا جامعه شیعی لبنان شبیه ترین جامعه به کشور ایران از نظر گرایشات  و تمایلات مذهبی است. و هنگامی که همه اذعان به موفق بودن این تجربه دارند آیا می توان در مرود آن تردید کرد؟!؟!

"شکی نیست که رواج و تأیید ازدواج موقت از سوی حزب‌الله کانال‌های نیمه رسمی‌ای به وجود آورده است که شیعیان لبنان برای ارتباط از آن‌ها استفاده می‌کنند. حسن، یک شیعه 30 ساله از حومه جنوب بیروت، دبیر دبیرستان است. او دارای مدرک لیسانس ریاضیات از دانشگاه لبنان است و خود را سکولار می‌داند اما از این مقاومت به عنوان جنبشی سیاسی و نه مذهبی حمایت می‌کند. او شیفته پاره‌ای ابتکارات اعضای حرب‌الله و حامیان آن است که برای تهیه مقدمات آشنایی زنان و مردان و زوج‌یابی، گاهی مغازه، کتابفروشی و محل کار خود را به محل ملاقات زنان و مردان جوان تبدیل می‌کنند. او با لبخندی می‌افزاید: پسرعموی من، یکی از طرفداران سرسخت حزب‌الله، از این که مغازه کوچک خود را به محلی برای آشنایی زنان و مردان و ازدواج موقت تبدیل کرده است، لذت می‌برد. او حتی با برنامه اکسل جدول‌هایی تهیه کرده است تا کار سازماندهی تماس‌ها و کنترل را تسهیل کند، البته خودش هم ازدواج موقت می‌کند.."

واقعا از مسئولین باید پرسید که آیا می توان از این تجربیات چشم پوشید؟آیا می توان گفت که ازدواج موقت از تمام جهات نمی تواند یک راهکار برای ایران در مرز خطر امروز ما باشد؟؟؟!! و باز هم سوال خود را تکرار می کنم که اگر چنین نسخه ای در جامعه شیعی لبنان جواب داده است چرا در جامعه شیعی ایران جوابگو نباشد؟

"برای آشنایی و ازدواج موقت راه کم نیست؛ و گاهی این راه‌ها مردم را به حزب‌الله نزدیک‌تر می‌کند. برای مثال، علی جوان 26 ساله‌ای از جنوب لبنان است که در دو سال گذشته چندین بار ازدواج موقت را تجربه کرده است. "من معمولا با آن‌ها در کتابخانه عمومی یا مرکز حزب‌الله آشنا می‌شوم، جایی که دختران و پسران در مراسم مذهبی و سیاسی آن شرکت می‌کنند."

مردان و زنان در اتاق‌های جداگانه‌ای هستند، اما او راهی برای تماس پیدا می‌کند. "اگر بخواهم به دختری نزدیک بشوم، از او شماره تلفنش را می‌گیرم و بعدا زنگ می‌زنم، اما معمولا سراغ دخترانی می‌روم که از من می‌پرسند آیا حاضرم ازدواج موقت کنم؟" و با چشمکی می‌افزاید: "با آن که از سر تا پا محجبه هستند، همیشه از مو و چشم‌هایشان می‌توان حدس زد چه شکلی هستند."

با آن که علی با شلوار جین شیک و آرایش موی مد روز و شوخ‌طبعی‌اش به نظر نمی‌آید یکی از هواداران حزب‌الله باشد، اما او هم همیشه از مقاومت و دستاوردهای حزب‌الله در این زمینه حمایت کرده است؛ هر چند در سال‌های اخیر با وجود انتقادات قبلی‌اش نسبت به مسایلی مانند نزدیکی با ایران، دخالت در سیاست داخلی، و گفتار مذهبی‌اش، حمایتش از حزب‌الله بیش‌تر شده است.

در روستای جنوبی او، آشنایی با دختران و برقرراری رابطه عادی با آن‌ها دشوار است و اعتراف می‌کند که نزدیک شدنش به شبکه اجتماعی حزب به او کمک کرده است تا با دختران بیش‌تری آشنا شود . علی به تدریج خوردن مشروبات الکلی را کنار گذاشت، شروع کرد به نماز خواندن و روزه گرفتن، و در تمام مراسم حزب‌الله یا روستا شرکت می کند."

واقعا با خواندن این چند سطر از روی حسرت آهی کشیدم و با خودم گفتم کاش من هم برای جوانان لبنانی مقاله ای  می نوشتم و توضیح می دادم چگونه جوانان ما با بسته دیدن درب ازدواج موقت و دائم بر روی خود به سوی گناه می روند و کم کم مشروبات الکلی را سر می کشند و بعد هم نماز را کنار می گذارند و سپس اندک اندک به یک میکروب تمام عیار برای جامعه تبدیل می شوند. یعنی درست عکس روندی که علی و تمام جوانان لبنانی با تجربه ازدواج موقت پیموده اند.

"البته فقط مردان نیستند که طرفدار ازدواج موقت هستند. زهرا، زن محجبه شیعه‌ی 25 ساله که در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل می‌کند، از خانواده‌ای می‌آید که از هواداران حزب‌الله و اعضای آن هستند، و خودش هم تمام عمر عضو حزب‌الله بوده است. او می گوید که ازدواج موقت به چشم یک وظیفه مذهبی نگاه می کند.

"من خوب از خودم مواظبت می‌کنم و هر باری که ازدواج موقت می کنم، حسابی به ظاهرم می‌رسم چون باید مورد پسند شوهرم قرار گیرم، می‌خواهد موقتی باشد یا نه. این وظیفه مذهبی من است. دلیل داشته است که خدا این نوع ازدواج را مجاز دانسته است و من هیچ وقت خواسته خدا را زیر سؤال نمی‌برم."

طرز تفکر این دختر کجا و طرز تفکر دختران ایرانی کجا؟ برایتان توضیح دادم که دوست دختر یکی از رفقایم وقتی در مقابل التماس های رفیق ما برای ازدواج موقت و شرعی شدن رابطه شان قرار گرفته بود ،گفته بود: هر کاری می خواهی با من بکنی عیبی نداره اما یادت باشه من جن * ده نیستم که بخواهی منو صی * غه کنی

واقعا چه توجیهی برای خود داریم؟ جواب نسل آتی را چه خواهیم داد؟ چگونه برای فرزندانمان توضیح می دهیم که ما نوش دارو را داشتیم و نخوردیم تا مردیم !!! برای کسانی که سال ها بعد به عنوان جوان ایرانی رو به روی من وشما می ایستند و توضیح می خواهند که چرا ایران به فساد فرو رفت و شما دم نزدید؟چه جوابی داریم؟ شاید این وبلاگ را ساخته ام و تمام یادداشت های این وبلاگ را در آرشیوم ذخیره می کنم که روزی کنار فرزندم بنشینم و بگویم:عزیزم، بابا جون ، من وقتی مثل تو جوان بودم داد زدم، گریه کردم و کمک خواستم ، زاری کردم و از این همه بی خیالی نالیدم ولی کسی به حرفم گوش نداد/ من می خواستم که ایران برای تو و همه همسن و سالانت پاک و آبی بماند اما عده ای نخواستند و یا به عبارت بهتر نگذاشتند . تو باید بدانی که پدرت از کسانی نبود که حلال را انکار کند و به حرام تن دهد . و به بهانه عرف و فرهنگ و سلیقه بر روی تمام خواسته های انسانی و شرعی تو خط بطلان بکشد

در دوران دبیرستان دبیر عربی ما آقای بهشتی مردی بسیار خوش خاطره برای من است. ایشان از قول یکی از دوستان لبنانی اش در خصوص سیاست صدور انقلاب اسلامی به تمام جهان که از طرف امام خمینی ابلاغ شد می گفت :شما ایرانی ها خواستید انقلاب اسلامی را صادر کنید و به لبنان هم صادر کردید و  خوب هم عمل کردید .فقط مواظب باشید همه اش را صادر نکنید و یک کمی هم برای خودتان باقی بگذارید(کنایه از اینکه از بسیاری از آرمان های اولیه انقلاب در حال فاصله گرفتن هستید)

حالا با خواندن این مقاله به این فکر افتادم که چگونه حزب الله لبنان با استفاده از تعالیم انقلاب اسلامی ما هر روز به جلو می رود و از هر مشکل و معضلی به عنوان یک فرصت استفاده می کند و ما که در معدن و ماخذ انقلابیم اگر هر روز پس رفت نکنیم ، مطمئنا جلو نمی رویم و درجا می زنیم. آیا هر چه بر سرمان می آید نتیجه افکار عملکرد خودمان نیست؟